چرا بعضی آدمها همیشه خودشان را مقصر میدانند؟

احساس گناه همیشه نشانه مسئولیتپذیری نیست. گاهی ذهن ما سالها یاد گرفته برای حفظ رابطه، امنیت یا پذیرش، سهم خود را بزرگتر از واقعیت ببیند. در درمان، بهجای جنگیدن با این احساس، ریشه و کارکرد آن را با کنجکاوی بررسی میکنیم.
احساس گناه سالم و ناسالم
احساس گناه سالم وقتی ایجاد میشود که رفتار ما با ارزشهایمان ناسازگار بوده و میتواند به جبران کمک کند. اما خودسرزنشی مزمن معمولاً کلی و هویتی است: بهجای «اشتباه کردم» میگوید «من مشکل هستم». این تفاوت کوچک در زبان، اثر بزرگی بر روان دارد.
ریشههای خودسرزنشی
کودکی که برای آرام نگه داشتن محیط، رضایت والدین یا جلوگیری از تعارض بیش از سنش مسئولیت میپذیرد، ممکن است در بزرگسالی نیز احساسات دیگران را مسئولیت خود بداند. گاهی کنترل همه تقصیرها، از پذیرفتن ناتوانی و عدمقطعیت آسانتر به نظر میرسد.
چطور چرخه را متوقف کنیم؟
پیش از پذیرفتن تقصیر، واقعیتها را از تفسیر جدا کنید. سهم هر فرد، شرایط بیرونی و استانداردی را که از خود انتظار دارید بنویسید. سپس بپرسید آیا همین قضاوت را درباره یک دوست نیز بهکار میبردید؟ هدف، فرار از مسئولیت نیست؛ دیدن مسئولیت به اندازه واقعی آن است.
چند تمرین برای شروع
این پیشنهادها عمومیاند و ممکن است برای همه یا در همه شرایط مناسب نباشند؛ اگر انجامشان فشار شما را بیشتر کرد، متوقف شوید.
- جمله خودسرزنشگر را به یک توصیف رفتاری و مشخص تبدیل کنید.
- سه عامل خارج از کنترل خود را در موقعیت بنویسید.
- پیش از عذرخواهی فوری، چند دقیقه مکث کنید و سهمها را بررسی کنید.
چه زمانی مراجعه به متخصص مهم است؟
اگر این تجربه شدید، مداوم یا رو به افزایش است، عملکرد روزانه را مختل کرده، با مصرف مواد یا خطر آسیب همراه است، گفتوگو با روانشناس یا روانپزشک را به تعویق نیندازید. انتخاب نوع کمک باید بر اساس ارزیابی فردی انجام شود.
تراپی